مهدی بهاروند، رئیس گروه توسعه جاذبه ها و محصولات گردشگری در یادداشتی نوشت: در حال حاضر بیش از هزار روستای گردشگرپذیر در کشور وجود دارد که بهصورت مستمر میزبان بازدیدکنندگان هستند. تنوع جاذبههای طبیعی، تاریخی و فرهنگی در مناطق روستایی ایران، در کنار صنایعدستی، خوراک محلی و سوغات بومی، این مناطق را به مقاصدی محبوب برای گردشگران تبدیل کرده است.
فراتر از این تنوع چشمگیر، آنچه روستاهای ایران را از بسیاری از نمونههای مشابه در جهان متمایز میکند، داستانها و روایتهایی است که ریشه در هزاران سال تاریخ، فرهنگ و زیست بومی اقوام ایرانی دارد؛ روایتهایی که سینهبهسینه منتقل شده و امروز به نسل حاضر رسیدهاند. این روایتها نهتنها بازتابدهنده هویت فرهنگی و تاریخی روستاها هستند، بلکه جلوههایی از پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی را نیز روایت میکنند. هر یک از این داستانها، بسته به اقلیم و جغرافیای محل شکلگیری، رنگ و بویی متفاوت به خود گرفتهاند.
برای نمونه، در روستای سهیلی جزیره قشم، مردم بر این باورند که نام روستا برگرفته از داستان عاشقانه «سهیل و بهیل» است؛ روایت عشق یک صیاد محلی به نام بهیل و همسرش سهیل که در سفری دریایی هرگز به روستا بازنگشت. انتظار و اندوه سهیل، او را به نوری در آسمان بدل کرد؛ نوری که امروز به ستاره سهیل شناخته میشود و راهنمای صیادان در دریاست. این باور سبب شده است رصد ستارگان در کوه سموران رواج یابد و در ورودی روستا نیز نماد فانوس، بهعنوان نشانهای از راهنمایی و امید، طراحی و اجرا شود. مردم سهیلی همچنین با کاشت و پرورش بذر حرا، نقش مهمی در حفاظت از این پوشش گیاهی منحصربهفرد ایفا کردهاند.

در روستای کندلوس مازندران، در دل طبیعت کوهستانی و جنگلی، داستان رمزآلود «مینا و پلنگ» روایت میشود؛ داستانی از پیوند عاطفی انسان و طبیعت. ایجاد مسیر گردشگری مینا و پلنگ، نامگذاری معابر و واحدهای پذیرایی، و ساخت عروسکهای نمادین، این روایت را به تجربهای ملموس برای گردشگران تبدیل کرده است.

روستای شفیعآباد کرمان، نمادی از پایداری در حاشیه بیابان لوت است؛ جایی که مردم بهجای مهاجرت، احیای قناتها، رونق کشاورزی، توسعه صنایعدستی و گردشگری بیابانی را در پیش گرفتند. تشکیل یک تشکل مردمنهاد با محوریت زنان روستا، شفیعآباد را به یکی از مقاصد شاخص گردشگری بیابانی ایران تبدیل کرده است.

در روستای اصفهک خراسان جنوبی، روایت پایداری از دل ویرانی زلزله سال ۱۳۵۷ سر برآورده است. مردمی که پس از زلزله، خانههای ویرانشده خود را بازسازی و آنها را به اقامتگاههای بومگردی تبدیل کردند تا با روایت داستان زلزله، بازسازی و امید، به گردشگران نشان دهند که فقدان عزیزان پایان زندگی نیست. اصفهک امروز به الگویی شاخص از مشارکت مردمی و گردشگری امیدآفرین در کشور تبدیل شده است.
روستای کندوان در آذربایجان شرقی نیز روایت زندگی مردمانی سختکوش را بازگو میکند که زیست آنها کاملاً با طبیعت کوهستانی گره خورده است. مردم این روستا معتقدند از سکونتگاهی زیرزمینی به نام «حیلهور»، با مکانگزینی هوشمندانه و تبدیل صخرههای آتشفشانی به خانه، الگویی منحصربهفرد از سکونت انسانی را پدید آوردهاند.

تجربه چند ساله اخیر برای حضور در رقابت های بهترین روستاهای جهانی گردشگری نشان داده که بازخوانی و بازآفرینی روایتهای روستاهای ایران، شرط اساسی تبدیل این ظرفیت پنهان به یک مزیت رقابتی در گردشگری روستایی است. بسیاری از این روایتها هنوز در حافظه شفاهی سالمندان و بزرگان محلی نهفتهاند و در صورت بیتوجهی، در معرض فراموشی قرار دارند. تدوین یک برنامه ملی برای شناسایی، ثبت، مستندسازی و آرشیو روایتهای بومی، میتواند گامی مؤثر در حفاظت از میراث ناملموس روستاها و همزمان بسترساز توسعه گردشگری پایدار باشد؛ مسیری که به معرفی چهرهای اصیل و چندلایه از ایران در سطح بینالمللی منجر خواهد شد.

در گام بعد، این روایتها باید با حفظ اصالت فرهنگی، به تجربهای قابل لمس برای گردشگران تبدیل شوند؛ تجربهای که از دل داستان بیرون آمده و در فضا، معماری، مسیرهای گردشگری، نمادها و محصولات فرهنگی تجلی پیدا کند. چنین رویکردی، علاوه بر افزایش جذابیت مقصد، مشارکت فعال جامعه محلی را تقویت کرده و روایت پایداری را از سطح کلام به عرصه عمل میآورد. اگر این مسیر بهدرستی طی شود، روستاهای ایران میتوانند نهتنها مقصد سفر، بلکه الگوهایی الهامبخش از گردشگری روستایی پایدار در جهان باشند.

انتهای پیام/
نظر شما